و الحقُّ مع علیٍ

خطاطی‌های من هیچ دیدگاه »

اولین چلیپای عمرم!!

خطاطی‌های من هیچ دیدگاه »

این هم اینجا باشد، بعداً لازم می‌شود!

هفته قبل خواهر کوچک گفت کم‌کم برو برای ممتازی امتحان بده. گفتم بگذار یک چلیپا بنویسم ببینم راست می‌گوید که آماده شده‌ام!؟ به عنوان اولین چلیپا و بدون هیچ نوع تمرینی روی این ابیات، ظاهراً بدک نیست! هر چند اگر شهامت اصلاحات را می‌داشتم یک بهبودهایی رویش می‌دادم!

قربان این پنج‌تن بروم که هر وقت کاری با نام و یادشان آغاز شود، قطعاً برکت می‌یابد… عمداً گشتم یک سرمشق با این نام‌ها پیدا کردم چون مطمئن بودم نمی‌گذارند خاطره بد از نامشان به جا بماند

آپدیت: این هم دومین چلیپای عمرم (یک شب پس از بالایی):

‫بَلَغَ العُلیٰ بِکمالِه … کَشَفَ الدُّجیٰ بِجمالِه // حَسُنَت جمیعُ خِصالِه … صَلّوا علیه و آله‬

ای تو افلاطون و جالینوس ما…

خطاطی‌های من هیچ دیدگاه »

چقدر این مصراع که سرآغاز مثنوی معنوی (در مدح خدا) است زیباست.

متن کامل شعر را ببینید

 

این خط را به‌خصوص برای این گذاشتم که یک نشانه‌های خوبی از پیشرفت، به خصوص در دوایر آن دیده می‌شود.

بکوی عشق مَنِه بی دلیلِ راه، قدم…

خطاطی‌های من یک دیدگاه »

بکوی عشق مَنِه بی دلیلِ راه، قدم … که گم شد آن‌که در این ره به‌رهبری نرسید


تازه دارد آن عجله و استرس در نوشتن کنترل می‌شود و کنترل قلم بیشتر در دستم می‌آید…

آپدیت: بحث عشق و اینجور چرت‌وپرت‌ها شد، این هم که خطاب به خدای دوست‌داشتنی نوشتم، بد نیست اینجا بماند:

 

این را روی یک برگه ۵ سانتی‌متری که یک گوشه بود نوشتم. برگه‌های کوچک می‌تواند حاوی پیغام‌های بزرگی باشد. برنامه دارم که چند ده برگه ۵ سانتی‌متری خطاطی کنم از جملات محبت‌آمیز یا انرژی بخش مثل «تو می‌توانی…»، «خدایا شکرت…» و امثالهم که به اطرافیانم بدهم.

آفت زیبایی…

خطاطی‌های من هیچ دیدگاه »

فعلاً بد نیست… همینطور پیش بروم، بیست سال دیگر یک چیزی می‌شوم 🙂

رب زدنی علما…

خطاطی‌های من یک دیدگاه »

دستم در دوایر می‌لرزد! باید یک مدت طولانی فقط روی دوایر کار کنم…

 

 

آپدیت: این یکی کمی بهتر شد:


آپدیت در سحر ۳۰ اسفند ۹۵: قول می‌دهم کتاب آموزش ثلث را سریع سفارش بدهم و بیشتر تمرین کنم، اما فعلاً این کارهای مقدماتی اینجا باشد بد نیست:

فاطمه

خطاطی‌های من یک دیدگاه »

این هم یادگاری اینجا باشد… (نگارش شد در سحر روز شهادتش؛ ۱۲ / ۱۲ / ۹۵ )

چو نرگس بر لب جویی قدح گیر…

خطاطی‌های من ۲ دیدگاه »

این هم اینجا باشد بد نیست:

جوانا رهِ طاعت امروز گیر…

خطاطی‌های من یک دیدگاه »

یک قلم تمیز در بین قلم‌هایم پیدا کردم که نمی‌دانم چرا قبلاً ندیده بودم! یعنی کیف می‌کنم از نوشتن با آن!

پری‌روز هم یک قلمتراش معرکه خریدم که امشب به دستم می‌رسد و می‌توانم یک سر و سامانی به قلم‌هایم بدهم. خسته شدم از بس با قلم پهن‌شده نوشتم!

ببین چقدر فرق می‌کند (روی عکس کلیک کن/ به لبه‌های تیز الف‌ها دقت کن، نشان از قلم تازه می‌دهد):

من أصبح و لم یهتم بأمور المسلمین…

خطاطی‌های من یک دیدگاه »

هر کس شب را صبح کند و در تلاش برای رفع امور مسلمانان نباشد، مسلمان نیست…

با این مرکب که می‌نویسم، نمی‌توانم خرابکاری‌ها را اصلاح کنم چون به سرعت خشک می‌شود و از طرفی کوچک‌ترین دستکاری خودش را نشان می‌دهد…

به هر حال، یک امیدهایی هست ?

نادِ عَلیاً مَظهَرِ العجائبِ

خطاطی‌های من یک دیدگاه »

این هم از آن سرمشق‌ها بود که دویست سیصد بار نوشتم تا یکی از آن‌ها تقریباً آن چیزی بشود که انتظار دارم:

naad-e-ali

 

ثلث آن را هم با قلم ریز نوشتم:

naad-e-ali-thulth

ظاهراً وقتی از یک نوشته با قلم ریز عکس می‌گیری و بزرگش را می‌بینی، لرزش‌های دست را زیادی نشان می‌دهد! روی کاغذ چندان تابلو نیست!

کمبود یک استاد را خیلی احساس می‌کنم! استادی که حداقل چند قلم متناسب با دست و نوع خط برایم بتراشد!

 

در مورد سند شعر «نادِ عَلیاً مَظهَرِ العجائبِ / تَجِدهُ عَوْناً لَکَ فِی النَّوائِب» (علی را بخوان که مظهر صفات عجیبه است / تا یاری‌کننده تو باشد در سختی‌ها) این مطلب موجود است.

وجدان

خطاطی‌های من یک دیدگاه »

تحریر شد به تاریخ ۲ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۰ شب

vojdan

بهتر هم می‌شد اما خطاطی است دیگر! یک کلمه‌اش را درست می‌کنی یکی دیگر خراب می‌شود!

سرمشق از کتاب قلم‌اندازهای عاشقانه (استاد امیرخانی)

چو ایران نباشد…

خطاطی‌های من هیچ دیدگاه »

چند وقت دیگر تمرین کنم، تازه دستم می‌آید که حروف را چطور بنویسم… احساس می‌کنم یک مدت هست که خطم خیلی بهتر از قبل شده. درک بهتری از خطاطی پیدا کرده‌ام.

cho-iran-nabashad

 

این هم که در این مطلب گذاشته‌ام:

http://img.aftab.cc/news/95/he-is-aware.jpg

 

توکلت علی الله

خطاطی‌های من هیچ دیدگاه »

یعنی در عمر خطاطی‌ام هیچ سرمشقی را به اندازه این سرمشق تکرار نکردم!!! قریب به دویست سیصد بار آن‌را نوشته‌ام تا شده است این:

tavakkalt-o-al-allah

خیلی ترکیب خاصی بود! هر بار یکی از حروف مشکل ایجاد می‌کرد.

تصور کن: جای «تو» چقدر مهم است! نوشتن «کل» بسیار سخت است. چسبیدن آن به «ت»… خود «ت» بزرگ‌ترین مشکل بود! متناسب بودن «ت» با «ی» علی… دائم در «ت» و «ی» مرکب کم می‌آمد و کار زشت می‌شد.. فقط بارها «ع» را نوشته‌ام تا درست شود! باز هم «ل» علی بزرگ درآمده! «ل» الله باید بهتر می‌شد…

حقیقتش را بخواهی باید خیلی بهتر می‌شد اما مجبورم بروم سراغ یک سرمشق جدیدتر و راحت‌تر. پس همین فعلاً خوب است 🙂

به نام خداوند جان و خرد…

خطاطی‌های من هیچ دیدگاه »

در این نوشته یک بارقه‌های امیدی وجود دارد که فکر می‌کنم در آینده برایم جالب باشد:

image

تسلطم به قلم بیشتر شده

جهت بررسی‌های آینده: با قلمی نوشته‌ام که از قولفر باغ‌های اطرافمان تهیه شده / عصر مبعث

واقعاً حال، مهم‌ترین چیز در خطاطی است! همین دیشب بی‌حوصله می‌نوشتم، خطم در حد ابتدایی افت کرده بود!!!

Powered by WordPress
خروجی نوشته‌ها خروجی دیدگاه‌ها