ساحل دريا

مادرم مى گفت: حميدم به ساحل مرو كه نخواهى يافت مگر شيطان را.
من رفتم و نيافتم مگر خدا را… فأینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وجهُ الله.
(بين الطلوعين سوم فروردين ٩٠ – سارى – فرح آباد)

یک دیدگاه برای “ساحل دريا”

  1. 🙂 نميشه كنار ساحل باشيو به خدا فكر نكني، نميشه صداي امواجو بشنويو به يادش نيوفتي.
    واقعا نمي شه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.