چقدر این کلیپ را دوست دارم:
دسته: صداها
چه آوردهای در این روز؟
بشنو و لذت ببر: (لینک)
من کربلا را آموزهای برای مکتب دیدم، نه موزهای برای مذهب!
انصافاً این مدت، چیزهایی در این کلیپهای رادیو جوان شنیدم که از لذت، دلم میخواست سرم را به دیوار بزنم!!
بشنو:
هر چند برای اربعین است اما انسان دلش میخواهد هر روز بشنود! (خیلی تلاش کردم نیم ساعت کلیپ را گلچین کنم!)
الرحمن
۲۷ اردیبهشت در مطلب «ثبت میکنیم: اولین شبی که ملک، نبأ و فجر را از حفظ خواندم» گفته بودم میروم سراغ حفظ سوره الرحمن.
بالاخره دیشب (۷ آذر ۹۴) یعنی بعد از ۶ ماه، با هفتهای حدود ۳ شب خواندن توانستم آنرا به همراه بروج (مجموعاً ۱۰۰ آیه) از حفظ بخوانم 🙂
شاید دلیل اینکه کمی بیش از انتظار طول کشید، تکرار آیهی فبای آلاء ربکما تکذبان در این سوره بود. این تکرار باعث میشود ذهن نتواند یک نظم مشخص برای چینش آیهها در پشت سر هم پیدا کند. اما همین موضوع باعث شد حفظ این سوره خیلی برایم جالب باشد. یک نوع صحنه آهسته از عملکرد مغز بود! اینکه اول چطور آیهها را تکتک حفظ میکند بعد میگردد دنبال یک الگوریتم برای چسباندن آیهها به هم. پیدا که نمیکند، کمی نگاه مغز بالاتر میآید و دید کلیتر پیدا میکند، خلاصه روال جالبی بود که لذت آیههای زیبایش را بیشتر میکرد.
واقعاً انسان با خواندن الرحمن هوس بهشت میکند! انصافاً حیف است این نعمتها را از دست بدهیم.
اوج سوره شاید «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» باشد. بمیرم برای خدا. ببین چقدر مهربان است که تو که خوب میشوی میگوید: «چون به من احسان کردی، من هم حالا به تو احسان میکنم» میگویی: آخر خدا! قربانت بروم، چه احسانی؟ اصلاً ما کجا و احسان به تو کجا!؟ آخر چرا اینقدر تو ما را دوست داری؟
با معنی بخوانید و بشنوید:
http://download.aftab.cc/audio/Arrahman_Hamid_Reza_Niroomand.mp3
از فردا إن شاء الله میروم سراغ سوره صافات با ۱۸۲ آیه! (یک بار در مسجد خواندمش و چقدر خوشم آمد و تصمیم گرفتم حفظش کنم. شبش خواب دیدم یک حاج آقایی بالای منبر چقدر دارد با تأکید از سوره صافات صحبت میکند)
البته احتمالاً سورههای مسبحات را از رو بخوانم و ضبظ کنم چون چند روز پیش یک چیزهایی از این سورهها شنیدم که دیوانهکننده بود! هر کس شب قبل از خواب اینها را بخواند به کجاها که نمیرسد… میخواهم تند بخوانم و ضبظ کنم و قبل از خواب سریعاً بشنوم و …
|
به نام خداوند رحمتگر مهربان |
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ |
|
|
[خداى] رحمان (۱) |
الرَّحْمَنُ ﴿۱﴾ |
|
|
قرآن را ياد داد (۲) |
عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿۲﴾ |
|
|
انسان را آفريد (۳) |
خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿۳﴾ |
|
|
به او بيان آموخت (۴) |
عَلَّمَهُ الْبَيَانَ ﴿۴﴾ |
|
|
خورشيد و ماه بر حسابى [روان]اند (۵) |
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ﴿۵﴾ |
|
|
و بوته و درخت چهرهسايانند (۶) |
وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ ﴿۶﴾ |
|
|
و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت (۷) |
وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ ﴿۷﴾ |
|
|
تا مبادا از اندازه درگذريد (۸) |
أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ ﴿۸﴾ |
|
|
و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد (۹) |
وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ ﴿۹﴾ |
|
|
و زمين را براى مردم نهاد (۱۰) |
وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿۱۰﴾ |
|
|
در آن ميوه [ها] و نخلها با خوشههاى غلاف دار (۱۱) |
فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿۱۱﴾ |
|
|
و دانههاى پوستدار و گياهان خوشبوست (۱۲) |
وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿۱۲﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۱۳) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۱۳﴾ |
|
|
انسان را از گل خشكيدهاى سفال مانند آفريد (۱۴) |
خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ ﴿۱۴﴾ |
|
|
و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد (۱۵) |
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ ﴿۱۵﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۱۶) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۱۶﴾ |
|
|
پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر (۱۷) |
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿۱۷﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۱۸) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۱۸﴾ |
|
|
دو دريا را [به گونهاى] روان كرد [كه] با هم برخورد كنند (۱۹) |
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ ﴿۱۹﴾ |
|
|
ميان آن دو حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمىكنند (۲۰) |
بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ ﴿۲۰﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۲۱) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۲۱﴾ |
|
|
از هر دو [دريا] مرواريد و مرجان برآيد (۲۲) |
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ ﴿۲۲﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۲۳) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۲۳﴾ |
|
|
و او راست در دريا سفينههاى بادباندار بلند همچون كوهها (۲۴) |
وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ ﴿۲۴﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۲۵) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۲۵﴾ |
|
|
هر چه بر [زمين] است فانىشونده است (۲۶) |
كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ ﴿۲۶﴾ |
|
|
و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند (۲۷) |
وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿۲۷﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۲۸) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۲۸﴾ |
|
|
هر كه در آسمانها و زمين است از او درخواست مىكند هر زمان او در كارى است (۲۹) |
يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ﴿۲۹﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۳۰) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۰﴾ |
|
|
اى جن و انس زودا كه به شما بپردازيم (۳۱) |
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلَانِ ﴿۳۱﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۳۲) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۲﴾ |
|
|
اى گروه جنيان و انسيان اگر مىتوانيد از كرانههاى آسمانها و زمين به بيرون رخنه كنيد پس رخنه كنيد [ولى] جز با [به دست آوردن] تسلطى رخنه نمىكنيد (۳۳) |
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ﴿۳۳﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۳۴) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۴﴾ |
|
|
بر سر شما شرارههايى از [نوع] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد و [از كسى] يارى نتوانيد طلبيد (۳۵) |
يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ ﴿۳۵﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۳۶) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۶﴾ |
|
|
پس آنگاه كه آسمان از هم شكافد و چون چرم گلگون گردد (۳۷) |
فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ﴿۳۷﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۳۸) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۳۸﴾ |
|
|
در آن روز هيچ انس و جنى از گناهش پرسيده نشود (۳۹) |
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ ﴿۳۹﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۴۰) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۰﴾ |
|
|
تبهكاران از سيمايشان شناخته مىشوند و از پيشانى و پايشان بگيرند (۴۱) |
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ ﴿۴۱﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۴۲) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۲﴾ |
|
|
اين است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مىخواندند (۴۳) |
هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ﴿۴۳﴾ |
|
|
ميان [آتش] و ميان آب جوشان سرگردان باشند (۴۴) |
يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ﴿۴۴﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۴۵) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۵﴾ |
|
|
و هر كس را كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است (۴۶) |
وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ ﴿۴۶﴾ |
|
|
پس كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۴۷) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۷﴾ |
|
|
كه داراى شاخسارانند (۴۸) |
ذَوَاتَا أَفْنَانٍ ﴿۴۸﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۴۹) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۴۹﴾ |
|
|
در آن دو [باغ] دو چشمه روان است (۵۰) |
فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ ﴿۵۰﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۵۱) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۵۱﴾ |
|
|
در آن دو [باغ] از هر ميوهاى دو گونه است (۵۲) |
فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ ﴿۵۲﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۵۳) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۵۳﴾ |
|
|
بر بسترهايى كه آستر آنها از ابريشم درشتبافت است تكيه آنند و چيدن ميوه [از] آن دو باغ [به آسانى] در دسترس است (۵۴) |
مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ ﴿۵۴﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۵۵) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۵۵﴾ |
|
|
در آن [باغها دلبرانى] فروهشتهنگاهند كه دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است (۵۶) |
فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿۵۶﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۵۷) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۵۷﴾ |
|
|
گويى كه آنها ياقوت و مرجانند (۵۸) |
كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ ﴿۵۸﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۵۹) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۵۹﴾ |
|
|
مگر پاداش احسان جز احسان است (۶۰) |
هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ ﴿۶۰﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۶۱) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۶۱﴾ |
|
|
و غير از آن دو [باغ] دو باغ [ديگر نيز] هست (۶۲) |
وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ ﴿۶۲﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۶۳) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۶۳﴾ |
|
|
كه از [شدت] سبزى سيهگون مىنمايد (۶۴) |
مُدْهَامَّتَانِ ﴿۶۴﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۶۵) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۶۵﴾ |
|
|
در آن دو [باغ] دو چشمه همواره جوشان است (۶۶) |
فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ ﴿۶۶﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۶۷) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۶۷﴾ |
|
|
در آن دو ميوه و خرما و انار است (۶۸) |
فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ ﴿۶۸﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۶۹) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۶۹﴾ |
|
|
در آنجا [زنانى] نكوخوى و نكورويند (۷۰) |
فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ ﴿۷۰﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۷۱) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۷۱﴾ |
|
|
حورانى پردهنشين در [دل] خيمهها (۷۲) |
حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ ﴿۷۲﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۷۳) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۷۳﴾ |
|
|
دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است (۷۴) |
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿۷۴﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۷۵) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۷۵﴾ |
|
|
بر بالش سبز و فرش نيكو تكيه زدهاند (۷۶) |
مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ ﴿۷۶﴾ |
|
|
پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد (۷۷) |
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿۷۷﴾ |
|
|
خجسته باد نام پروردگار شكوهمند و بزرگوارت (۷۸) |
تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿۷۸﴾ |
استخاره با رادیوی جادویی!
فردا باید بروم ثبتنام دکترا. صبح که رفتم ۵ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان برای شهریه ثابت به حساب عابربانکم منتقل کنم که فردا برایشان کارت بکشم، پایم کمی لرزید!
از آن طرف تا شب فکر و خیال و استرس که آیا دکترا صلاح است یا خیر؟ دقیقاً همان حال و هوایی که برای ارشد داشتم:
برای ارشد بخوانم یا نخوانم؟ (یا: چگونه درست تصمیم بگیریم؟)
یکی از دلایل ترس و اضطرابم این بود که ممکن است دکترا ناخواسته، بین من و دانشجوها و دیگران و حتی افراد خانواده، فاصله بیندازد!
دلیل دیگر و اصلی این بود که: نکند نوعی حرص به حساب بیاید!؟ این همه تلاش و حرص برای یک علم دنیوی؟
و صدها فکر دیگر…
حاج خانم از صبح چند بار میگوید استخاره کن… حقیقتش را بخواهی ترسیدم استخاره کنم! گفتم الان یک آیه منفی میآید و ما هم که تصمیم جدی داریم که برویم، بعد یک موج منفی ایجاد میکند…
خلاصه در این افکار و با بدترین حالت استرس که تجربه کرده بودم، غروب رفتم ماشین را برداشتم و رفتم مسجدی که یکی از دوستان که در دانشگاه دوران کارشناسیام کار میکرد آنجا نماز میخواند (سپرده بودم که یک ریزنمرات از دانشگاه بگیر و بیاور مسجد، من میآیم نماز میگیرم) و نماز و قرآن و غیره و خلاصه خداحافظی کردم و آمدم سوار ماشین شدم و طبق معمول رادیو معارف را روشن کردم…
باور میکنی موضوع برنامه امروزشان درباره علم و دانش به خصوص علم دنیوی بود؟
تا روشن کردم، صحبتهای رهبر را پخش کرد که: العلم سلطان من وجده صال و من لم یجده صیل علیه… و کارشناس این جملات را میگفت:
قرار نیست هر کس به سمت علم دنیوی رفت از دین دور شود و قرار هم نیست که کسی که به سمت علم دین رفت حتماً دیندار واقعی باشد…
حیف شد که دیر گوشی را روشن کردم که بزنم ضبط شود. اما تا همین حدش هم عالی است: بشنو و به خصوص از صحبتهای امام که به خدا قسم مثل آبی بود بر آتش وجودم، لذت ببر:
(اضافاتش را حذف نکردم… لحظهای که برنامه تمام میشود، لحظهای است که رسیدهام خانه!!!)
آمدم خانه، حاج خانم گفت: بین دو تا نماز استخاره کردی؟ گفتم: استخاره کردم بشنو ببین جوابش چی آمد!!
ظاهراً خدا راضیست…
یک «بسم الله» گفتم و با خیال راحت میروم که ثبتنام کنم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باور کن این رادیو-ضبط ماشین ما جادوییست ها! میدانی من چقدر چیزهای عجیب از این رادیو دیدهام؟ فقط چند نمونهاش را در این وبلاگ گفتهام:
این را چه میشود نامید؟
حکایت دین و دنیای ما…
آرامش بخش ترین موسیقی ای که گوش می کنم
در پوشه موسیقیهای آرامش بخشی که گاهی برای کاهش استرس کار گوش میکنم، این موسیقی در صدر است:
تا به حال آرامشبخشتر از این ندیدهام!
مُلک
این هم سورهی زیبای ملک که امشب حوصله کردم که از حفظ بخوانم و ضبط کنم که هم برای آیندهام بماند و هم شبها همراه با واقعه گوش کنم:
http://download.aftab.cc/audio/Mulk-Hamid-Reza-Niroomand.mp3
إن شاء الله یک روز کل قرآن را همینطور از حفظ بخوانم و ضبط کنم! (یعنی میشه!؟ 🙂 )
نمیدانم برای همه همینطور است که انسان دوست دارد خواندنهای خودش را گوش کند تا دیگران را؟ یا فقط من اینطوری هستم!؟
متن سوره:
از روی متن یا ترجمه پیش بروید، خیلی سوره جالبیست:
|
به نام خداوند رحمتگر مهربان |
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ |
|
|
بزرگوار [و خجسته] است آنكه فرمانروايى به دست اوست و او بر هر چيزى تواناست (۱) |
تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱﴾ |
|
|
همانكه مرگ و زندگى را پديد آورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد و اوست ارجمند آمرزنده (۲) |
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ﴿۲﴾ |
|
|
همان كه هفت آسمان را طبقه طبقه بيافريد در آفرينش آن [خداى] بخشايشگر هيچ گونه اختلاف [و تفاوتى] نمىبينى بازبنگر آيا خلل [و نقصانى] مىبينى (۳) |
الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ ﴿۳﴾ |
|
|
باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سويت بازگردد (۴) |
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِيرٌ ﴿۴﴾ |
|
|
و در حقيقت آسمان دنيا را با چراغهايى زينت داديم و آن را مايه طرد شياطين [= قواى مزاحم] گردانيديم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده كردهايم (۵) |
وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ ﴿۵﴾ |
|
|
و كسانى كه به پروردگارشان انكار آوردند عذاب آتش جهنم خواهند داشت و چه بد سرانجامى است (۶) |
وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۶﴾ |
|
|
چون در آنجا افكنده شوند از آن خروشى مىشنوند در حالى كه مىجوشد (۷) |
إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ ﴿۷﴾ |
|
|
نزديك است كه از خشم شكافته شود هر بار كه گروهى در آن افكنده شوند نگاهبانان آن از ايشان پرسند مگر شما را هشدار دهندهاى نيامد (۸) |
تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ﴿۸﴾ |
|
|
گويند چرا هشدار دهندهاى به سوى ما آمد و[لى] تكذيب كرديم و گفتيم خدا چيزى فرو نفرستاده استشما جز در گمراهى بزرگ نيستيد (۹) |
قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ ﴿۹﴾ |
|
|
و گويند اگر شنيده [و پذيرفته] بوديم يا تعقل كرده بوديم در [ميان] دوزخيان نبوديم (۱۰) |
وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿۱۰﴾ |
|
|
پس به گناه خود اقرار مىكنند و مرگ باد بر اهل جهنم (۱۱) |
فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِيرِ ﴿۱۱﴾ |
|
|
كسانى كه در نهان از پروردگارشان مىترسند آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود (۱۲) |
إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿۱۲﴾ |
|
|
و [اگر] سخن خود را پنهان داريد يا آشكارش نماييد در حقيقت وى به راز دلها آگاه است (۱۳) |
وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۱۳﴾ |
|
|
آيا كسى كه آفريده است نمىداند با اينكه او خود باريك بين آگاه است (۱۴) |
أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ﴿۱۴﴾ |
|
|
اوست كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد پس در فراخناى آن رهسپار شويد و از روزى [خدا] بخوريد و رستاخيز به سوى اوست (۱۵) |
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ ﴿۱۵﴾ |
|
|
آيا از آن كس كه در آسمان است ايمن شدهايد كه شما را در زمين فرو برد پس بناگاه [زمين] به تپيدن افتد (۱۶) |
أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ ﴿۱۶﴾ |
|
|
يا از آن كس كه در آسمان است ايمن شدهايد كه بر [سر] شما تندبادى از سنگريزه فرو فرستد پس به زودى خواهيد دانست كه بيم دادن من چگونه است (۱۷) |
أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ﴿۱۷﴾ |
|
|
و پيش از آنان [نيز] كسانى به تكذيب پرداختند پس عذاب من چگونه بود (۱۸) |
وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ﴿۱۸﴾ |
|
|
آيا در بالاى سرشان به پرندگان ننگريستهاند [كه گاه] بال مىگسترند و [گاه] بال مىآنند جز خداى رحمان [كسى] آنها را نگاه نمىدارد او به هر چيزى بيناست (۱۹) |
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ ﴿۱۹﴾ |
|
|
يا آن كسى كه خود براى شما [چون] سپاهى است كه ياريتان مىكند جز خداى رحمان كيست كافران جز گرفتار فريب نيستند (۲۰) |
أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ ﴿۲۰﴾ |
|
|
يا كيست آن كه به شما روزى دهد اگر [خدا] روزى خود را [از شما] باز دارد [نه] بلكه در سركشى و نفرت پافشارى كردند (۲۱) |
أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ ﴿۲۱﴾ |
|
|
پس آيا آن كس كه نگونسار راه مىپيمايد هدايتيافته تر استيا آن كس كه ايستاده بر راه راست مىرود (۲۲) |
أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۲۲﴾ |
|
|
بگو اوست آن كس كه شما را پديد آورده و براى شما گوش و ديدگان و دلها آفريده است چه كم سپاسگزاريد (۲۳) |
قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿۲۳﴾ |
|
|
بگو اوست كه شما را در زمين پراكنده كرده و به نزد او [ست كه] گرد آورده خواهيد شد (۲۴) |
قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿۲۴﴾ |
|
|
و مىگويند اگر راست مىگوييد اين وعده كى خواهد بود (۲۵) |
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۲۵﴾ |
|
|
بگو علم [آن] فقط پيش خداست و من صرفا هشدار دهندهاى آشكارم (۲۶) |
قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۲۶﴾ |
|
|
و آنگاه كه آن [لحظه موعود] را نزديك ببينند چهرههاى كسانى كه كافر شدهاند در هم رود و گفته شود اين است همان چيزى كه آن را فرا مىخوانديد (۲۷) |
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ ﴿۲۷﴾ |
|
|
بگو به من خبر دهيد اگر خدا مرا و هر كه را با من است هلاك كند يا ما را مورد رحمت قرار دهد چه كسى كافران را از عذابى پر درد پناه خواهد داد (۲۸) |
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿۲۸﴾ |
|
|
بگو اوستخداى بخشايشگر به او ايمان آورديم و بر او توكل كرديم و به زودى خواهيد دانست چه كسى است كه خود در گمراهى آشكارى است (۲۹) |
قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿۲۹﴾ |
|
|
بگو به من خبر دهيد اگر آب [آشاميدنى] شما [به زمين] فرو رود چه كسى آب روان برايتان خواهد آورد (۳۰) |
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ ﴿۳۰﴾ |
حکایت دین و دنیای ما…
در مسجد اعلام شد که دو بچه یتیم افغانی سرطان دارند و هزینه شیمیدرمانی را ندارند… کمک جمع کردند…
نیت کردم که ۱۰ هزار تومان دم در بدهم و بروم.
دم در، شیطان ملعون نگذاشتم دستم برود در جیبم: افغانی است… به ما چه!؟ این مسجد پر است از مایهدارها آنها کمک میکنند… این پول را میدهم فلان جا…
و طبق معمول، آمدم سوار ماشین شدم که بیایم و طبق معمول ضبط را روشن کردم که ادامه سخنرانیها را بشنوم.
ببین چه خبر است:
خواستم برگردم و پول را در کیسه بیندازم اما خیلی از مسجد دور شده بودم.
آمدم خانه: حاج خانم! خدا به خیر بگذرونه! و جریان را گفتم…
خدا را شکر خیلی سریع گفت: پول را بده من، میدهم فلانی که برساند به فلان مداح که پول جمع میکرد…
خیالم راحت شد!
حداقل…
این چند دقیقه را بین خانه تا مسجد در ماشین شنیدم. شنیدنش هر از چند گاهی مفید است…
بشنوید:
یک سخنرانی تأثیرگذار که خوب است اینجا بماند
واقعه
میدانی؟ گاهی خودم هم باورم نمیشود با این ذهن منطقی و استدلالی توانسته باشم سورهی نسبتاً طولانی مثل واقعه را حفظ کنم و از طرفی ترسیدم یک زمان برسد که کاهل بشم و بعد اینها از یادم برود (مانند زیارت عاشور و عهد و غیره که زمانی که سرباز معلم بودم، در اتوبوس واحد از بر میخواندم تا به مدرسه محل خدمت برسم اما حالا که کمتر میخوانم جاهای مشابهش را باید از روی کتاب نگاه کنم). بنابراین گفتم بگذار یک بار از حفظ بخوانم و صدا را ضبط کنم که هر وقت کاهل شدم، آنرا بشنوم و دلم نیاید که یادم برود…
بشنوید ببینید قابل تحمل هست؟ 🙁
میتوانید از اینجا دانلود کنید:
http://download.aftab.cc/audio/sureh-vaghee-Hamid-Reza-Niroomand.mp3
اگر خواستید، متن عربی و به خصوص ترجمه را دنبال کنید:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
آن واقعه چون وقوع یابد (۱)
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿۱﴾
[که] در وقوع آن دروغى نیست (۲)
لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَةٌ ﴿۲﴾
پستکننده [و] بالابرنده است (۳)
خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ ﴿۳﴾
چون زمین با تکان [سختى] لرزانده شود (۴)
إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ﴿۴﴾
و کوهها [جمله] ریزه ریزه شوند (۵)
وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿۵﴾
و غبارى پراکنده گردند (۶)
فَکَانَتْ هَبَاء مُّنبَثًّا ﴿۶﴾
و شما سه دسته شوید (۷)
وَکُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً ﴿۷﴾
یاران دست راست کدامند یاران دست راست (۸)
فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ ﴿۸﴾
و یاران چپ کدامند یاران چپ (۹)
وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿۹﴾
و سبقتگیرندگان مقدمند (۱۰)
وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾
آنانند همان مقربان [خدا] (۱۱)
أُوْلَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾
در باغستانهاى پر نعمت (۱۲)
فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ ﴿۱۲﴾
گروهى از پیشینیان (۱۳)
ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ ﴿۱۳﴾
و اندکى از متاخران (۱۴)
وَقَلِیلٌ مِّنَ الْآخِرِینَ ﴿۱۴﴾
بر تختهایى جواهرنشان (۱۵)
عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ ﴿۱۵﴾
که روبروى هم بر آنها تکیه دادهاند (۱۶)
مُتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِینَ ﴿۱۶﴾
بر گردشان پسرانى جاودان [به خدمت] مىگردند (۱۷)
یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ ﴿۱۷﴾
با جامها و آبریزها و پیاله[ها]یى از باده ناب روان (۱۸)
بِأَکْوَابٍ وَأَبَارِیقَ وَکَأْسٍ مِّن مَّعِینٍ ﴿۱۸﴾
[که] نه از آن دردسر گیرند و نه بىخرد گردند (۱۹)
لَا یُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا یُنزِفُونَ ﴿۱۹﴾
و میوه از هر چه اختیار کنند (۲۰)
وَفَاکِهَةٍ مِّمَّا یَتَخَیَّرُونَ ﴿۲۰﴾
و از گوشت پرنده هر چه بخواهند (۲۱)
وَلَحْمِ طَیْرٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ ﴿۲۱﴾
و حوران چشمدرشت (۲۲)
وَحُورٌ عِینٌ ﴿۲۲﴾
مثل لؤلؤ نهان میان صدف (۲۳)
کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ ﴿۲۳﴾
[اینها] پاداشى است براى آنچه مىکردند (۲۴)
جَزَاء بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿۲۴﴾
در آنجا نه بیهودهاى مىشنوند و نه [سخنى] گناهآلود (۲۵)
لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًا ﴿۲۵﴾
سخنى جز سلام و درود نیست (۲۶)
إِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا ﴿۲۶﴾
و یاران راستیاران راست کدامند (۲۷)
وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ ﴿۲۷﴾
در [زیر] درختان کنار بىخار (۲۸)
فِی سِدْرٍ مَّخْضُودٍ ﴿۲۸﴾
و درختهاى موز که میوهاش خوشه خوشه روى هم چیده است (۲۹)
وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ ﴿۲۹﴾
و سایهاى پایدار (۳۰)
وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ ﴿۳۰﴾
و آبى ریزان (۳۱)
وَمَاء مَّسْکُوبٍ ﴿۳۱﴾
و میوهاى فراوان (۳۲)
وَفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ ﴿۳۲﴾
نه بریده و نه ممنوع (۳۳)
لَّا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ ﴿۳۳﴾
و همخوابگانى بالا بلند (۳۴)
وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ ﴿۳۴﴾
ما آنان را پدید آوردهایم پدید آوردنى (۳۵)
إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء ﴿۳۵﴾
و ایشان را دوشیزه گردانیدهایم (۳۶)
فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارًا ﴿۳۶﴾
شوى دوست همسال (۳۷)
عُرُبًا أَتْرَابًا ﴿۳۷﴾
براى یاران راست (۳۸)
لِّأَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿۳۸﴾
که گروهى از پیشینیانند (۳۹)
ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ ﴿۳۹﴾
و گروهى از متاخران (۴۰)
وَثُلَّةٌ مِّنَ الْآخِرِینَ ﴿۴۰﴾
و یاران چپ کدامند یاران چپ (۴۱)
وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ ﴿۴۱﴾
در [میان] باد گرم و آب داغ (۴۲)
فِی سَمُومٍ وَحَمِیمٍ ﴿۴۲﴾
و سایهاى از دود تار (۴۳)
وَظِلٍّ مِّن یَحْمُومٍ ﴿۴۳﴾
نه خنک و نه خوش (۴۴)
لَّا بَارِدٍ وَلَا کَرِیمٍ ﴿۴۴﴾
اینان بودند که پیش از این ناز پروردگان بودند (۴۵)
إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُتْرَفِینَ ﴿۴۵﴾
و بر گناه بزرگ پافشارى مىکردند (۴۶)
وَکَانُوا یُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِیمِ ﴿۴۶﴾
و مىگفتند آیا چون مردیم و خاک واستخوان شدیم واقعا [باز] زنده مىگردیم (۴۷)
وَکَانُوا یَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿۴۷﴾
یا پدران گذشته ما [نیز] (۴۸)
أَوَ آبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿۴۸﴾
بگو در حقیقت اولین و آخرین (۴۹)
قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ ﴿۴۹﴾
قطعا همه در موعد روزى معلوم گرد آورده شوند (۵۰)
لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِیقَاتِ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۵۰﴾
آنگاه شما اى گمراهان دروغپرداز (۵۱)
ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا الضَّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ ﴿۵۱﴾
قطعا از درختى که از زقوم استخواهید خورد (۵۲)
لَآکِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ ﴿۵۲﴾
و از آن شکمهایتان را خواهید آکند (۵۳)
فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۵۳﴾
و روى آن از آب جوش مىنوشید (۵۴)
فَشَارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ ﴿۵۴﴾
[مانند] نوشیدن اشتران تشنه (۵۵)
فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ ﴿۵۵﴾
این است پذیرایى آنان در روز جزا (۵۶)
هَذَا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ ﴿۵۶﴾
ماییم که شما را آفریدهایم پس چرا تصدیق نمىکنید (۵۷)
نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿۵۷﴾
آیا آنچه را [که به صورت نطفه] فرو مىریزید دیدهاید (۵۸)
أَفَرَأَیْتُم مَّا تُمْنُونَ ﴿۵۸﴾
آیا شما آن را خلق مىکنید یا ما آفرینندهایم (۵۹)
أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿۵۹﴾
ماییم که میان شما مرگ را مقدر کردهایم و بر ما سبقت نتوانید جست (۶۰)
نَحْنُ قَدَّرْنَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ﴿۶۰﴾
[و مىتوانیم] امثال شما را به جاى شما قرار دهیم و شما را [به صورت] آنچه نمىدانید پدیدار گردانیم (۶۱)
عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنشِئَکُمْ فِی مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۶۱﴾
و قطعا پدیدار شدن نخستین خود را شناختید پس چرا سر عبرت گرفتن ندارید (۶۲)
وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذکَّرُونَ ﴿۶۲﴾
آیا آنچه را کشت مىکنید ملاحظه کردهاید (۶۳)
أَفَرَأَیْتُم مَّا تَحْرُثُونَ ﴿۶۳﴾
آیا شما آن را [بىیارى ما] زراعت مىکنید یا ماییم که زراعت مىکنیم (۶۴)
أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ﴿۶۴﴾
اگر بخواهیم قطعا خاشاکش مىگردانیم پس در افسوس [و تعجب] مىافتید (۶۵)
لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ ﴿۶۵﴾
[و مىگویید] واقعا ما زیان زدهایم (۶۶)
إِنَّا لَمُغْرَمُونَ ﴿۶۶﴾
بلکه ما محروم شدگانیم (۶۷)
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿۶۷﴾
آیا آبى را که مىنوشید دیدهاید (۶۸)
أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاء الَّذِی تَشْرَبُونَ ﴿۶۸﴾
آیا شما آن را از [دل] ابر سپید فرود آوردهاید یا ما فرودآورندهایم (۶۹)
أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿۶۹﴾
اگر بخواهیم آن را تلخ مىگردانیم پس چرا سپاس نمىدارید (۷۰)
لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْکُرُونَ ﴿۷۰﴾
آیا آن آتشى را که برمىافروزید ملاحظه کردهاید (۷۱)
أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ ﴿۷۱﴾
آیا شما [چوب] درخت آن را پدیدار کردهاید یا ما پدیدآورندهایم (۷۲)
أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُونَ ﴿۷۲﴾
ما آن را [مایه] عبرت و [وسیله] استفاده براى بیابانگردان قرار دادهایم (۷۳)
نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْکِرَةً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِینَ ﴿۷۳﴾
پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى (۷۴)
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿۷۴﴾
نه [چنین است که مىپندارید] سوگند به جایگاههاى [ویژه و فواصل معین] ستارگان (۷۵)
فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿۷۵﴾
اگر بدانید آن سوگندى سخت بزرگ است (۷۶)
وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ ﴿۷۶﴾
که این [پیام] قطعا قرآنى است ارجمند (۷۷)
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ ﴿۷۷﴾
در کتابى نهفته (۷۸)
فِی کِتَابٍ مَّکْنُونٍ ﴿۷۸﴾
که جز پاکشدگان بر آن دست ندارند (۷۹)
لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ ﴿۷۹﴾
وحیى است از جانب پروردگار جهانیان (۸۰)
تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۸۰﴾
آیا شما این سخن را سبک [و سست] مىگیرید (۸۱)
أَفَبِهَذَا الْحَدِیثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿۸۱﴾
و تنها نصیب خود را در تکذیب [آن] قرار مىدهید (۸۲)
وَتَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ ﴿۸۲﴾
پس چرا آنگاه که [جان شما] به گلو مىرسد (۸۳)
فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿۸۳﴾
و در آن هنگام خود نظاره گرید (۸۴)
وَأَنتُمْ حِینَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿۸۴﴾
و ما به آن [محتضر] از شما نزدیکتریم ولى نمىبینید (۸۵)
وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنکُمْ وَلَکِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿۸۵﴾
پس چرا اگر شما بىجزا مىمانید [و حساب و کتابى در کار نیست] (۸۶)
فَلَوْلَا إِن کُنتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ ﴿۸۶﴾
اگر راست مىگویید [روح] را برنمىگردانید (۸۷)
تَرْجِعُونَهَا إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿۸۷﴾
و اما اگر [او] از مقربان باشد (۸۸)
فَأَمَّا إِن کَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ ﴿۸۸﴾
[در] آسایش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود] (۸۹)
فَرَوْحٌ وَرَیْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِیمٍ ﴿۸۹﴾
و اما اگر از یاران راست باشد (۹۰)
وَأَمَّا إِن کَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿۹۰﴾
از یاران راست بر تو سلام باد (۹۱)
فَسَلَامٌ لَّکَ مِنْ أَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿۹۱﴾
و اما اگر از دروغزنان گمراه است (۹۲)
وَأَمَّا إِن کَانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضَّالِّینَ ﴿۹۲﴾
پس با آبى جوشان پذیرایى خواهد شد (۹۳)
فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِیمٍ ﴿۹۳﴾
و [فرجامش] درافتادن به جهنم است (۹۴)
وَتَصْلِیَةُ جَحِیمٍ ﴿۹۴﴾
این است همان حقیقت راست [و] یقین (۹۵)
إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ ﴿۹۵﴾
پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبیح گوى (۹۶)
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ﴿۹۶﴾