مادرم مى گفت: حميدم به ساحل مرو كه نخواهى يافت مگر شيطان را.
من رفتم و نيافتم مگر خدا را… فأینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وجهُ الله.
(بين الطلوعين سوم فروردين ٩٠ – سارى – فرح آباد)
یادداشتهای حمید رضا نیرومند
مادرم مى گفت: حميدم به ساحل مرو كه نخواهى يافت مگر شيطان را.
من رفتم و نيافتم مگر خدا را… فأینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وجهُ الله.
(بين الطلوعين سوم فروردين ٩٠ – سارى – فرح آباد)
🙂 نميشه كنار ساحل باشيو به خدا فكر نكني، نميشه صداي امواجو بشنويو به يادش نيوفتي.
واقعا نمي شه.