مطلب «کفشهایی که دزد برد…!» را یادتان هست؟ 🙁
دزد نامرد امشب باز هم بین آن همه کفش نمازگزاران، کفش من بدبخت را گلچین کرد و برد که برد!! 🙁
فکر کنم از نوع کفشهای من خوشش میآید چون هر دو یک جور بودند و از انصاف نگذریم، بسیار راحت و شیک بودند.
خدا لعنتش کند، فردا صبح زود کلاس دارم و نمیدانم چه بپوشم و به کلاس بروم 🙁
انگار باید دو جفت کفش بگیرم که اگر یکی را بردند، فردایش آن یکی را بپوشم!!
نبودید ببینید با چه دمپاییهایی خودم را به خانه رساندم!! 🙁
غلط میکنم از این به بعد هر کجا رفتم، کفشهایم را زیر بغلم نزنم و داخل نبرم!
سلام
آقاي نيرومند نارحت نباشيد.
من هميشه اينجور موقع ها به خودم ميگم:
بعضي وقتها يك ضرر كوچك جلوي ضررهاي بزرگتر رو ميگيره.
پس حتماً خيري در اين كار بوده.
سلام.
من فقط خواستم از شما معذرت بخوام.
شما خيلي روي تايپ صحيح تاكيد داريد،اما متاسفانه من ديدگاه قبليام غلط املايي داشت. به جاي ناراحت نوشته بودن نارحت!!!!!!!!!!!
خيلي خيلي عذر ميخوام استاد.
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي خداي من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوباره غلط نوشتم.
به جاي بودم نوشتم بودن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ببخشيد…………………………..يد!!!!!!!
سلام استاد…
احتمالا این آقا دزده بازهم پیداش بشه!!!
اگه برد به من خبر بدید براتون کفش بیارم.
سلام؛
گرایی جان، هول نشو بابا جان، اهتماده به نفس خوهدتو حفظ کن! چتره نجات…!!؟ این جناب آقای نیرومند عین ماست، آدمه! با یه کم خوی ملکوتی! خوب نمیشه کفش فرشتهها رو دزد ببره؟ البته ما که کلاً آدمیم، کفشامونو پا میکنیم! شاید این مخلوطی از فرشته وآدم اینا… کفش و میپوشن!!؟ بالاخره فرشتهان دیگه…..
با ایمان، سلامت و شاد باشید.
من هم وقتی بچه بودم یک جفت کفش تابستانی (تقریبا همون صندل) داشتم که خیلی شیک و باحال بود . اما شب عاشورا که رفتیم مسجد مامانم داد دست یکی از همسایه ها و آخرش گم شد که شد . تا خونه هق هق می کردم .
بابام که دید هیچ جوره آروم نمیشم رفت دوباره جفت همون رو برام خرید که گریه نکنم !!! البته این رو بعدا فهمیدم !!!! (اون موقع فکر کردم همون کفش ست)