دوستى دارم كه آرام ترين و سالم ترين زندگى كه تصور كنيد را خدا به او داده. دليلش هم مشخص است: خالصانه و مطيعانه خدا را عبادت مى كند. فرزندان موفق، همسر خوب، عبادت خوب، دقت بسيار در حلال بودن مال، بى اهميت به مال دنيا و خيلى چيزهاى ديگر.
گاهى كه بعد از نماز، همزمان به سجده شكر مى رويم، مى بينم چقدر طولانى و چقدر با حال <شكراً لله> مى گويد. خودم را جاى او مى گذارم، مى بينم انصافاً اگر من هم جاى او بودم، حالا حالاها سر از مهر برنمى داشتم!
ياد حضرت نوح مى افتم كه نقل كرده اند: به نوح نبى گفتند زمانى مى رسد كه مردم ٥٠ سال بيشتر عمر نمى كنند! گفت من اگر در آن زمان مى بودم، سر به مهر مى گذاشتم و تا آخر عمر، در آن ٥٠ سال، ذكر خدا مى گفتم…
واقعاً انسان گاهى فكر مى كند بايد سر بر مهر بگذارد و تا جان در بدن دارد، شكراً لله بگويد…
شكراً لله، شكراً لله، شكراً لله…