خانه مان در مركز شهر است. تقريباً هر شب ساعت يك به بعد مى بينى يك دسته ماشين، بوق زنان پشت ماشين عروس عبور مى كنند و خوابت را پريشان مى كنند.
احتمالاً همه شان با خودشان مى گويند: يك شب كه هزار شب نميشه!!!؟
یادداشتهای حمید رضا نیرومند
خانه مان در مركز شهر است. تقريباً هر شب ساعت يك به بعد مى بينى يك دسته ماشين، بوق زنان پشت ماشين عروس عبور مى كنند و خوابت را پريشان مى كنند.
احتمالاً همه شان با خودشان مى گويند: يك شب كه هزار شب نميشه!!!؟
آخی ی ی :)چقدر تاثیرگذار بوووود!باور کنید هرشخصی این نوشته رو بخونه دیگه بوق نمی زنه!آف فرین:) قشنگ نوشتیــــــــــــن!
یادم به نظریه نسبیت انشتین افتاد !