چند ماه پیش مادر یکی از دوستان به رحمت خدا رفت و من به دلایل مختلف وقت نکردم به مجلس ختم و هفت و … مادر ایشان بروم.
امروز در هیأت دیدمش و مشخص بود که حسابی دلخور است.
گفتم: فلانی! باور کن تمام مراسم مادرتان را زیر نظر داشتم که بیایم، اما هر بار یا سر کلاس بودم و یا مشکلی پیش میآمد 🙁 خلاصه نشد… ایشا الله*…
داشت از دهانم در میرفت که: ایشا الله فوت پدرتان جبران کنیم!!! که یک دفعه متوجه سوتی شدم و حرف را عوض کردم: ایشاء الله که خدا به حق این شب عزیز، ایشان را همنشین حضرت زینب کند.
خلاصه نزدیک بود یک دوستی چند ساله را با یک جمله به آتش بکشم!!
______________
ایشا الله: تلفظ عامیانهی إن شاء الله
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي
ببخشيد سلام،از بس قشنگ بود اين سوتي كه يادم رفت اول سلام كنم
سلام
به اين ميگن يه سوتي درست و حسابي
من ميگم آدم يا سوتي نده يا اگه ميده خشكلشو بده
من فكر ميكردم فقط ما سوتي ميديم يه كم اميد وار شديم