مطالب ویژه

Uncategorized ۷ دیدگاه »

دوستان عزیز، با توجه به اینکه نیاز دارم بدانم مخاطبان مطالب در چه سطحی هستند و ویژگی‌های روحی‌شان چیست، اگر اجازه دهید، از این پس (اکثر) مطالب این وبلاگ فقط خاص اعضای وبلاگ منتشر شود.

هر چند می‌دانم که مطالب آنقدرها مهم نیست، اما به هر حال، اگر شما می‌خواهید به مطالب دسترسی داشته باشید، می‌توانید به من ایمیل بزنید تا یک حساب کاربری برای شما ایجاد کنم که بتوانید لاگین کنید… (فقط یک خواهش: اگر من شما را نمی‌شناسم، لطفاً یکی دو جمله در مورد خودتان توضیح دهید)

ایمیل من:

http://niroomand.ir/email.png

موفق باشید

وجدان

خطاطی‌های من هیچ دیدگاه »

تحریر شد به تاریخ ۲ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۰ شب

image

بهتر هم می‌شد اما خطاطی است دیگر! یک کلمه‌اش را درست می‌کنی یکی دیگر خراب می‌شود!

سرمشق از کتاب قلم‌اندازهای عاشقانه (استاد امیرخانی)

چو ایران نباشد…

خطاطی‌های من هیچ دیدگاه »

چند وقت دیگر تمرین کنم، تازه دستم می‌آید که حروف را چطور بنویسم… احساس می‌کنم یک مدت هست که خطم خیلی بهتر از قبل شده. درک بهتری از خطاطی پیدا کرده‌ام.

cho-iran-nabashad

 

این هم که در این مطلب گذاشته‌ام:

http://img.aftab.cc/news/95/he-is-aware.jpg

 

امید من، کوچک‌ترین چیزها را نیز از خدا بخواه…

امید نامه هیچ دیدگاه »

متاسفیم، شما مجاز به مشاهده این نوشته نمی باشید!

امید من، حواست به ۲۰ سالگی، ۴۰ سالگی و ۶۰ سالگی باشد…

امید نامه, جملات مهم من هیچ دیدگاه »

متاسفیم، شما مجاز به مشاهده این نوشته نمی باشید!

امانت…

ترفندهای من, نقل قول‌ها (احادیث، روایات و ...) هیچ دیدگاه »

این یک ترفند بسیار جالب است که باید قدر آن‌را دانست و از آن استفاده کرد:

 

لینک دانلود

ای فرزند آدم، اگر من روزی‌سان تو ام…

صداها, نقل قول‌ها (احادیث، روایات و ...) هیچ دیدگاه »

چقدر این کلیپ را دوست دارم:

لینک دانلود

حنانه جان، بزرگ‌ترین محبت تو به همسرت وابسته نشان دادن خودت به اوست

حنانه جان هیچ دیدگاه »

متاسفیم، شما مجاز به مشاهده این نوشته نمی باشید!

بَدبَده!

اتفاقات روزانه, نکته هیچ دیدگاه »

سحر ۲۰ مرداد ۹۵ است. صدای یک بلدرچین را از اطراف شنیدم و هر وقت که صدای این حیوان عزیز را می‌شنوم یاد اولین روزی می‌افتم که با آن آشنا شدم و صحنه‌هایش دقیقاً در ذهنم مانده. شاید کمتر از پنج سال داشتم که با بابای خدابیامرز در یک مهمانی بودیم… صاحب خانه یکی از این بلدرچین‌ها داشت.

یک دفعه شروع کرد صدا کردن…

بابا که از هر فرصتی برای گوشزد کردن نکات اخلاقی استفاده می‌کرد، گفت: حمید، بابا، اگه گفتی این پرنده داره چی می‌گه؟ گفتم: چیزی نمی‌گه، داره چهچه می‌زنه! گفت: نه، دقت کن، داره یه چیزی می‌گه: بَد بَده، بَد بَده، بَد بَده…

– آره بابا! راست می‌گی ها…

– به همین خاطر اسم این پرنده رو گذاشتن بدبده…

از آن وقت این صدای اخلاقی انگار که دائم در گوش من زمزمه می‌شود: بَد بَده، بَد بَده، بَد بَده…

به حال این پرنده غبطه می‌خورم! تصور کن: خلاصه و مفید، کار ۱۲۴ هزار پیغمبر را به اطراف مخابره می‌کند! ای کاش ما هم این‌طوری باشیم… گفتار و رفتارمان، بانگ «بَد بَده» را به اطرافیان مخابره کند.

مرا خبر ده از گناهی که…

اتفاقات روزانه, نکته یک دیدگاه »

متاسفیم، شما مجاز به مشاهده این نوشته نمی باشید!

توکلت علی الله

خطاطی‌های من هیچ دیدگاه »

یعنی در عمر خطاطی‌ام هیچ سرمشقی را به اندازه این سرمشق تکرار نکردم!!! قریب به دویست سیصد بار آن‌را نوشته‌ام تا شده است این:

tavakkalt-o-al-allah

خیلی ترکیب خاصی بود! هر بار یکی از حروف مشکل ایجاد می‌کرد.

تصور کن: جای «تو» چقدر مهم است! نوشتن «کل» بسیار سخت است. چسبیدن آن به «ت»… خود «ت» بزرگ‌ترین مشکل بود! متناسب بودن «ت» با «ی» علی… دائم در «ت» و «ی» مرکب کم می‌آمد و کار زشت می‌شد.. فقط بارها «ع» را نوشته‌ام تا درست شود! باز هم «ل» علی بزرگ درآمده! «ل» الله باید بهتر می‌شد…

حقیقتش را بخواهی باید خیلی بهتر می‌شد اما مجبورم بروم سراغ یک سرمشق جدیدتر و راحت‌تر. پس همین فعلاً خوب است 🙂

امید من، به ضریب اعمال دقت کن!

امید نامه, نکته یک دیدگاه »

متاسفیم، شما مجاز به مشاهده این نوشته نمی باشید!

سریع الرضا

اتفاقات روزانه, نکته هیچ دیدگاه »

متاسفیم، شما مجاز به مشاهده این نوشته نمی باشید!

عالم ذرّ

اتفاقات روزانه, نقل قول‌ها (احادیث، روایات و ...), نکته هیچ دیدگاه »

خیلی وقت بود که این عالم ذرّ ذهنم را مشغول کرده بود.

چند وقت پیش از جمکران کتابی به نام عالم ذر از محمدرضا اکبری خریدم و چند روزی می‌شود که دست گرفته‌ام…

در مورد این عالم داریم:

«وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّکُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَکَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَکُنَّا ذُرِّیَّهً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِکُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ؛ (سوره اعراف، آیه ۱۷۲- ۱۷۳٫)

و یادآور زمانی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریّه آنها را بیرون کشید و آنان را بر خودشان گواه گرفت، آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: آری. شهادت می‌دهیم تا اینکه روز قیامت نگویید ما از این غافل بودیم یا بگویید همانا پدران ما پیش از ما مشرک شدند و ما فرزندان بعد از آنها هستیم. آیا ما را به جهت آنچه باطل‌گرایان انجام داده‌اند، هلاک می‌کنی؟»

امام باقر(ع) درباره عالم ذرّ می‌فرمایند:
«خدای تعالی ذریّه حضرت آدم(ع) را تا روز قیامت، از پشت آن حضرت خارج کرد. آنها همچون ذرّه‌هایی خارج شدند. خداوند خودش را به آنها نمایاند و شناساند و اگر این معرفت‌بخشی نبود، احدی پروردگارش را نمی‌شناخت.»

 

جالب است که بعد از خواندن این بخش‌ها به این فکر می‌کردم (و هر کسی به این فکر می‌کند) که از نظر ظاهری و علمی مگر می‌شود در پشت حضرت آدم همه ذریه‌اش جا شوند؟ (یکی از اشکالات پاسخ‌داده‌شده در این کتاب هم همین است)

تا اینکه دیروز یکی از دوستان هم‌کلاسی این مطلب را در گروه ارسال کرد:

atom_99.99999

خیلی برایم جالب بود.

 

بعد، در حین خواندن کتاب به این فکر می‌کردم که آیا واقعاً یک توجیه و اثبات علمی برای عالم ذر وجود دارد؟

حالا امروز در ادامه دیدن ویدئوهای دوره «علوم اعصاب شناختی» رسیدم به ویدئوی ۱۳۷ (جلسه دهم: تفکر / مبحث سیستم نماد ادراکی)

دقیقه ۳ به بعد این ویدئو را ببین:

http://maktabkhooneh.org/video/ekhtiari419-137

جملات ایشان: واقعاً الان در فضای علوم اعصاب کنونی یه کم شواهدی وجود داره که می‌شه توجیهات نوروساینتیفیک برای این باورها آورد. به نظر می‌رسد که ما یه سری از این سیمبول‌ها (مثلاً درک از خوبی، بدی، یا درک از صندلی و…) را با خودمون به این دنیا میاریم…

توضیحاتی در مورد «عالم مُثُل»

 

گذشته از جالبی بحث عالم ذر، به این فکر می‌کنم که ظاهراً حقیقت دارد که وقتی انسان روی یک چیزی متمرکز شود، همه عالم نیز به سمت آن موضوع گرایش پیدا می‌کنند.
به همین دلیل است که پاسخ هر چیز را که بخواهم فقط به آن فکر می‌کنم و منتظر می‌مانم که از اطراف پاسخش برسد…
و اینکه گاهی شما یک فکری می‌کنید و می‌بینید مثلاً کل عالم به هم ریخت تا با افکار شما هماهنگ شود.
این‌ها همه با آن توجیه که عالم همه در خدمت شما یک نفر است و شما تنها هستید جور در می‌آید.

امید من، هیچ چیز به اندازه مال حلال، راه راست را هموار نمی‌کند

امید نامه, نکته ۳ دیدگاه »

متاسفیم، شما مجاز به مشاهده این نوشته نمی باشید!

امید من، مغز را فقط درگیر یک چیز کن

امید نامه, نکته هیچ دیدگاه »

متاسفیم، شما مجاز به مشاهده این نوشته نمی باشید!

Powered by WordPress
خروجی نوشته‌ها خروجی دیدگاه‌ها