الهی، تو را شکر که زشتیهای زیباییهای دنیایی مردم را بر من نمایاندی تا حسرت زیباییهای زشت را نخورم و خفت درپِیشانرفتن را به جان نخرم…
دسته: الهی نامه من
اگر نبود اینکه رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون…
الهی، اگر نبود اینکه اعمال و درون هر کس بر چهره و ظاهر او آشکار میشود، اول کسی که بر نظام خلقت تو اعتراض میکرد، من بودم!
و الحمد لله بر این سنت نیکوی تو…
الهی تو را شکر که مرا پس از علی آفریدی…
الهی تو را شکر که همچون علیای را آفریدی (علیه السلام) و تو را شکر که مرا در دورانی پس از علی آفریدی؛ که چه بیبار بود دنیای پیش از علی و تو را شکر که مرا با علی آشنا ساختی و تو را شکر که مرا در زمره محبان و متمسکین به ولایت علی قرار دادی و تو را شکر که در عالیترین مکان علمی، علی را به من شناساندی و تو را شکر که مرا مفتخر کردی که بگویم من ارشد علیشناسی دارم و تو را شکر که چشمانم و گوشهایم و حافظهام را با کلام علی نورانی و پرانرژی ساختی.
من چه خواهم جز علی در دو جهان، بیخبران؟
از تو پرسند بگو هیچ نخواهم به سِوای دگران
۱۳ رجب ۱۴۴۵ – میلاد علی بن ابی طالب علیه السلام
۵ / ۱۱ / ۱۴۰۲
الهی، بهترینها را در دنیا نصیب کردی…
متاسفیم، شما مجاز به مشاهده این نوشته نمی باشید!
الهی! تو را شکر که در کنار هر یُسری عُسری هست…
الهی! تو را شکر که هر چیزی از دنیا گرد آوردم در کنارش رنجهایی داشت تا از آن بیزار گردم و دل بدین دنیای رنج آلود نبندم. تو را شکر
____________
اگر میخواهید بدانید که خداوند شما را دوست دارد یا خیر، ببینید آیا در کنار لذتهای دنیوی برایتان سختیهایی فراهم میکند که شما را از آن لذت بیزار کند یا خیر؟
مثلاً یک گوشی دوستداشتنی میخرید، خدا اگر شما را بخواهد، برای اینکه به آن بیش از حد وابسته نشوید، تقریباً همان اوائل، یک نقص در آن ایجاد میکند که برای همیشه همراه آن گوشی باشد شما هر بار که میخواهید خیلی از آن لذت ببرید، یاد آن نقص میافتید و متعادل میشوید… یا مثلاً احساس میکند خیلی دارید گرفتار ظاهر زیبای خود میشوید؛ یک نقص در ظاهر شما ایجاد میکند که حال خودتان را از ظاهرتان به هم بزند…
و صدها نمونه دیگر که همه و همه از الطاف خفیّه الهی است و ما فکر میکنیم که نقمت است!
الهی ما را الگو قرار بده و نه عبرت!
الهی ما را الگو قرار بده و نه عبرت!
__________
ظاهراً پایانی جز این دو برای آدمی قابل تصور نیست: یا الگو میشویم یا عبرت!
یکی از چیزهایی که دائم از خدا میخواهم همین است که خدایا نکند ما را عبرت دیگران قرار دهی!؟
الهی، چشمی که تو را نبیند، بِهْ که کور باد
الهی،
به هر سو که مینگرم، تو را و نور تو را و عظمت تو را میبینم.
شهادت میدهم که تو هستی و بودت در نبود موجودات نمایان است.
شهادت میدهم که تو نوری و نورت در تاریکی شب نیز نمایان است.
شهادت میدهم که تو بزرگی و بزرگیات در کوچکترین موجودات نمایان است.
الهی،
چشمی که تو را نبیند، بِه که کور باد.
______________
۱۲ شب ۹ خرداد ۹۵، در حیاط، دراز کشیده رو به آسمان عظیم و مرور عظمت آسمان و عظمت پشهای که روی دستم نشسته، در هوای لطیف بهار، بعد از نماز وتیره و در حال شنیدن واقعه… بعد از یک روز بسیار پر کار… همه چیز عالی پیش میرود… و الحمد لله
الهی، من فقط یک چیز میدانم…
الهی، من فقط یک چیز میدانم و آن اینکه هر چه هست، صلاح است و خیری در کار است! همین!
__________
و چه بسیار سختیها بوده که انسان بعد از مدتی از خود میپرسد اگر آن سختی نبود، آیا من فلان کار را انجام میدادم که حالا به واسطهاش به فلان موفقیت برسم؟ نه! پس هر سخنی و مشکلی خیری در پیش دارد (إن شاء الله)
الهی، ما را از استدلالهای غلط باز دار
الهی، ما را از استدلالهای غلط باز دار، که هیچ کس کاری نمیکند مگر اینکه خود برای آن استدلالی داشته باشد…
________
گاهی فکر میکنم این استدلالهای غلط چقدر خطرناک و مهلک است!
ممکن است یک انسان را به پله اول سقوط دهد! خیلی باید مراقب بود…
ربِّ یسِّر و لا تُعَسِّر
الهی، بر خودم سخت گرفتم که تو بر من سخت مگیری، فیَسِّر و لا تُعَسِّر
الهی، توفیق
الهی، توفیق بده که دنیایمان را خرج آخرتمان کنیم و نه آخرتمان را خرج دنیایمان…
الهی تو را سپاس که ما را فرشته نیافریدی
الهی، تو را سپاس… چه عظیملطفی نمودی که ما را فرشته نیافریدی! که چه لطفی دارد بیاختیار، پاک بودن!؟
و چه لذتی دارد، گناه، توانستن و نکردن… تو را سپاس که ما را در حسرت این لذت نگذاشتی… تو را سپاس…
الهی، راه دراز است…
الهی راه دراز است و راهی، در آغاز. پس او را بنواز و آتشی در وجودش انداز که از نیمهی راه، نگردد باز.
الهی، شکر بر انتخابت…
الهی تو را سپاس که زمان را به صاحب الزمان سپردی، که به خوب کسی سپردی…

